حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
470
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
رسيدند . خليفه و علماى بغداد بر ضدّ ايشان حكم جهاد دادند و مسلمين در نزديكى تكريت ما بين دجله و جبل حمرين مغول را شكست دادند و قريب 15000 نفر از اسرائى را كه ايشان از شهرهاى اربل و دقوقا گرفته بودند از چنگ سپاهيان تاتار نجات دادند و بغداد را مستحكم كردند ولى همين كه در آخر سال 634 مغول بار ديگر به طرف بغداد برگشتند از ايشان در خانقين شكست خوردند و مغول جمعى كثير از آنان را كشتند و بقيّهء مسلمين منهزما ببغداد برگشتند . مغول در اين اردوكشى ثانوى در مشرق و جنوب شرقى ايران يعنى سيستان و غزنين و كابل و حدود سند نيز تاختوتازهاى بسيار كردند و غير از فارس و كرمان كه امراى آنها يعنى اتابكان سلغورى و قراختائيان باجگزار مغول بودند بقيهء نقاط را قتل و غارت نمودند . نزاع بين سلاطين شام و مصر و الجزيره و بلاد روم با وجود خطر عظيم حملهء مغول بهيچوجه از ميان نرفت بلكه اين سلاطين بىتدبير خودخواه دائما بر سر تصرّف شهر يا قلعهاى بجان يكديگر مىافتادند و مردم بيگناه ممالك خود را زير دست و پا ميبردند و خليفهء عباسى بغداد هم چندان نفوذ و توجهى كه بتواند بكشمكشهاى خانگى ايشان خاتمه دهد و قواى متشتت آن جمع را براى جلوگيرى از سپاهيان مغول در معابر سخت بين ارمنستان و كردستان و شام مجتمع سازد نداشت . در سال 637 سرداران مغول با لشكرى جرّار بار ديگر بارمنستان آمدند ولى بواسطهء آنكه سپاهيان غياث الدين كيخسرو پسر و جانشين علاء الدين كيقباد معابر كوههاى ارمنستانرا گرفته بودند نتوانستند ببلاد روم دست بيابند . در سال 639 جرماغون بواسطهء علت فلج از فرماندهى اردوى مغول معزول و بايجونويان بجاى او منصوب گرديد و اين فرمانده جديد در همين سال با 30000 سپاهى و عدّهاى عرّاده و منجنيق بارزنة الرّوم كه از بلاد غياث الدّين بود حمله برد و حصار آن را گشوده جمع كثيرى از مردم آن را كشت و عدهاى را نيز باسيرى برد غياث الدين براى جلوگيرى از تجاوز مغول سال بعد با لشكرى بسيار از مسلمين و ارامنه